• تاریخ : ۱۹ام دی ۱۳۹۶
  • موضوع : خبری

چگونه از اینترنت ماهواره ای استفاده کنیم

همینک در مجله آنلاین فارسی ها می خواهیم به سوال چگونه از اینترنت ماهواره ای استفاده کنیم پاسخ دهیم .

بسیاری از کاربران قصد دارند با اینترنت ماهواره ای آشنا شده و راه های استفاده از آن را نیز فراگیرند .

ما در این مطلب آموزشی سعی کرده ایم یک مطلب کامل درباره چگونگی استفاده از اینترنت ماهواره ای را برای شما دوستان عزیز گردآوری کنیم .

با ما همراه باشد .

چگونه از اینترنت ماهواره ای استفاده کنیم 1 چگونه از اینترنت ماهواره ای استفاده کنیم

چگونه از اینترنت ماهواره ای استفاده کنیم

اینترنت ماهواره ای در واقع یکی از روش های دسترسی به اینترنت از طریق ارتباطات ماهواره ای است .

از اینترنت ماهواره ای زمانی استفاده می شود که دسترسی به اینترنت معمولی امکان پذیر نیست و یا کیفیت آن بسیار پایین است .

گفنی است که اینترنت ماهواره ای انواع مختلفی دارد که می خواهیم در ادامه این مطلب به صورت کامل به بررسی آنها بپردازیم .

انواع روش های راه اندازی اینترنت ماهواره ای

به صورت کلی اینترنت ماهواره ای به دو دسته آنلاین و آفلاین تقسیم می شود .

نوع آنلاین اینترنت ماهواره ای ، خود به دو دسته ی یک طرفه و دو طرفه تقسیم می شود .

اینترنت ماهواره ای آفلاین

به این نوع اینترنت ، اینترنت ماهواره ای رایگان نیز گفته می شود و دلیل آن عدم پرداخت پول و خرید اکانت بابت دریافت خدمات اینترنت ماهواره ای آفلاین می باشد .

در حقیقت نوعی اینترنت رایگان را در اختیار کاربران قرار می دهد .

البته شما از طریق اینترنت ماهواره ای آفلاین تنها قادر هستید اطلاعاتی را دریافت کنید که توسط دیگر کاربران اینترنت ماهواره ای آنلاین دانلود شده است .

در واقع شما با استفاده از یک کارت DVB و دیش و LNB ، قادر به استفاده از خدماتی هستید که دیگر استفاده کنندگان اینترنت ماهواره ای از آن استفاده برده اند .

برای استفاده از این روش شما کافی است یک کارت DVB تهیه کرده و دیش و LNB را به سمت ماهواره ی مورد نظر تنظیم کنید .

چگونه از اینترنت ماهواره ای استفاده کنیم 2 چگونه از اینترنت ماهواره ای استفاده کنیم

چگونه از اینترنت ماهواره ای استفاده کنیم

علاوه بر آن به یک نرم افزار مثل Skynet نیاز دارید تا از طریق آن بتوانید فایل هایی که دیگران با اینترنت ماهواره ای خود دانلود کرده اند ، دریافت کنید .

به کمک این نرم افزار می توانید می توانید بدون هیچ هزینه ای و بدون Wifi و ADSL و تنها به کمک کارت DVB و دیش ماهواره صدها گیگ فایل ( صوتی ، تصویری ، کلیپ و فایل سایر فایل های دیگر که انتخاب کرده اید ) با سرعت بالای ۴ مگابایت در ثانیه دانلود کنید .

گفتنی است سرعت دانلود فایل ها به نوع اکانت یوزر مربوطه نیز بستگی دارد .

در واقع در اینترنت ماهواره ای آفلاین ، شما با استفاده از ترفندی خاص از مک آدرس هایی کاربران اصلی و دارای اکانت استفاده می کنید و فایل هایی که آن ها دانلود می کنند را دانلود می کنید .

اینترنت ماهواره ای آنلاین یک طرفه یا One Way

این نوع روش دسترسی به اینترنت تنها به صورت دریافت ( Receive ) می باشد و برای ارسال ( Send ) به یک خط اتصال Dial Up یا ADSL نیاز دارید .

مشکل اصلی این نوع انترنت ماهواره ای نیاز به اینترنت معمولی می باشد تا از طریق آن بتوان ارسال را انجام داد پس سرعت کمتری دارد اما برای دریافت داده ها سرعت آن خوب است .

نکته دیگری که لازم است بدانید برای استفاده از اینترنت ماهواره ای آنلاین حتما باید یک اکانت تهیه کنید .

شرکت های بساری که اکانت های اینترنت ماهواره ای ارائه می کنند .

شما برای برقراری اتصال به اینترنت ماهواره ای آنلاین یک طرفه ، به دیش ، LNB ، کارت DVB ، اتصال ADSL و اکانت مربوطه نیاز دارید که چندان مقرون به صرفه نمی باشد .

گفتنی است اکانت های اینترنت ماهواره ای بسیار گران بوده و به سادگی قابل دریافت نیست .

چگونه از اینترنت ماهواره ای استفاده کنیم 3 چگونه از اینترنت ماهواره ای استفاده کنیم

چگونه از اینترنت ماهواره ای استفاده کنیم

البته شرکت هایی در این مورد وجود دارند که اینترنت ماهواره ای یک طرفه را در ایران با قیمت های مناسب تری راه اندازی می کنند .

استفاده از اینترنت ماهواره ای One Way برای کسانی که نیاز به دانلود با سرعت بالایی دارند ، بسیار مناسب است .

برخی از شرکت های ارائه دهنده این نوع اینترنت ، سرعت دانلود ارائه شده را بین ۳۰ تا ۶۰ مگابایت بر ثانیه اعلام می کنند که بسیار بالاست و کاربران زیادی را به خود جذب می کند .

اینترنت ماهواره ای آنلاین دو طرفه یا Two Way

برای ران اندازی اینترنت ماهواره ای آنلاین دو طرفه به اخذ مجوزهای لازم نیازمند هستید .

این نوع اینترنت ماهواره ای برای استفاده های شخصی به کار نمی رود و بیشتر در دستگاه های دولتی و صنعتی مورد کاربرد دارد .

اینترنت ماهواره دو طرفه ، نیاز به دیش و LNB مخصوص داشته و برای استفاده از آن باید مجوزهای لازم را از مراجع قانونی ذیربط تهیه کنید .

برای استفاده از این نوع اینترنت نیازی به خط ADSL برای ارسال ( Send ) ندارید و هر دو بخش ارسال و دریافت از طریق ماهواره انجام می شود .

این نوع اینترنت هرچند از سرعت و کیفیت بسیار بالایی برخوردار است اما از آنجا که برای راه اندازی آن نیاز به تهیه ابزاری بسیار گران قیمت می باشد چندان به صرفه نخواهد بود و معمولا به دلیل محدودیت های قانونی در این مورد ، در استفاده خانگی و شخصی کاربردی نمی باشد .

امیدواریم این مطلب از بخش اینترنت فارسی ها مورد پسند شما دوستان گرامی قرار گرفته باشد .

نوشته چگونه از اینترنت ماهواره ای استفاده کنیم اولین بار در فارسی ها. پدیدار شد.

  • تاریخ : ۱۹ام دی ۱۳۹۶
  • موضوع : خبری

به گفته خبری الزهرا از قم به نقل از روابط عمومی سپاه استان قم، مراسم تشییع پیکر هفت شهید مدافع حرم چهارشنبه ۲۰ دی ماه از ساعت ۱۴ با حضور مردم همیشه در صحنه استان قم از مسجد امام حسن عسکری (ع) به سمت حرم حضرت معصومه (س) برگزار می‌شود.

در این مراسم پیکر مطهر چهار شهید از لشکر فاطمیون به نام‌های حبیب حسینی، محمد انور حیدری، عبدالله حیدری و سید احمد حسینی و سه شهید از تیپ زینبیون به نام‌های علی جعفر، محمد علی و عابد حسین روی دستان مردم شهیدپرور و قدرشناس قم تشییع خواهند شد.

پیکر این شهدا پس از اقامه نماز میت در صحن امام رضا (ع) حرم مطهر کریمه اهل بیت (س) به امامت آیت‌الله سید محمد سعیدی در گلزار مدافعان حرم بهشت حضرت معصومه (س) به خاک سپرده می‌شود.

انتهای پیام/ی

  • تاریخ : ۱۹ام دی ۱۳۹۶
  • موضوع : خبری

گلدن گلوب سیاهپوش شد
یکشنبه شب در لس آنجلس، بازیگران و هنرپیشه های حاضر در هفتاد و پنجمین دوره مراسم گلدن گلوب در اعتراض به بحران تعرضات جنسی که هالیوود را دربر گرفته، با لباس های سیاه روی فرش قرمز ظاهر شدند.

به گفته مشرق ، یکشنبه شب در لس آنجلس، بازیگران و هنرپیشه های حاضر در هفتاد و پنجمین دوره مراسم گلدن گلوب (جوایز اتحادیه مطبوعات خارجی هالیوود) در اعتراض به بحران تعرضات جنسی که هالیوود را دربر گرفته، با لباس های سیاه روی فرش قرمز ظاهر شدند. این واکنش عجیب به دنبال خبرهای فاجعه باری انجام شد که در طول یک سال گذشته انتشار یافت و نشان داد بسیاری از عوامل شناخته شده و معروف کمپانی های هالیوودی در تعرض و تجاوز به زنان زیر دست خود و همچنین هنرپیشه های زن نقش داشته اند.
اگرچه اطلاع از موضوع بی بند و باری و روابط نامشروع در سینمای غرب و به خصوص هالیوود آنچنان که بر پرده فیلم های این کارخانه به اصطلاح رویاسازی فراوان دیده شده، اتفاق غریبی نیست ولی تاکنون اینچنین علنی و بی پرده اخبارش منتشر نشده بود. اما مسئله تعرضات جنسی در غرب محدود به هالیوود نشده و طی یکی دو سال اخیر، گفته ها و مستندات متعددی از سوی برخی موسسات اجتماعی، آکادمیک و پژوهشی در غرب انتشار یافت که آمارهای بسیار تکان دهنده ای درباره رشد این فاجعه ارائه می دهد. آمارهایی که علاوه بر هالیوود، مراکز دانشگاهی و ورزشی و هنری و حتی سیاسی مانند پارلمان اروپا را هم در بر گرفت. این فاجعه به حدی بود که در مراسم اسکار دو سال پیش، به بهانه آواز یک فیلم مستند به نام «زمین شکار» (درباره آمار بالای تعرضات جنسی در دانشگاه هاروارد) «جوزف بایدن»، معاون «اوباما» رئیس جمهوری وقت آمریکا، به روی صحنه رفت و از همه آمریکاییان درخواست کرد برای پایان دادن به بحران فاجعه تعرض جنسی در دانشگاه های آمریکا، کمپینی برای رواج یک فرهنگ جدید بوجود بیاورند. این برای اولین بار بود که یک مقام رسمی …

اخبار پیشنهادی:

گلدن گلوب سیاهپوش شد
  • تاریخ : ۱۹ام دی ۱۳۹۶
  • موضوع : خبری

به گفته خبری الزهرا از اصفهان، محمود درچه دستجردی پدر شهیدان عبدالحسین و عزیزالله درچه دستجردی دار فانی را وداع گفت و به فرزندان شهیدش پیوست.

مراسم تشییع پیکر پدر شهیدان عبدالحسین و عزیزالله درچه دستجردی روز دوشنبه ۱۸ دی ماه ۹۶ از ساعت ۱۰ صبح از محل خیابان بلوار کشاورز کوی آزادگان مسجد امیرالمؤمنین تشییع و در گلزار شهدای دستجرد خیار به خاک سپرده شد.

مراسم ترحیم این پدر بزرگوار روز سه‌شنبه ۱۹ دی ماه ۹۶ از ساعت ۸ صبح الی ۱۱:۳۰ در سالن گلزار شهدای دستجرد خیار برگزار می‌شود؛ همچنین هفتمین روز درگذشت وی روز یکشنبه ۱۴ دی ماه ۹۶ از ساعت ۱۴ الی ۱۶:۳۰ در محل سالن گلزار شهدای دستجرد خیار برگزار می‌شود.

به گفته الزهرا، شهید عبدالحسین درچه دستجردی متولد اول فروردین ماه ۱۳۴۱ در سن ۲۰ سالگی در منطقه عملیاتی خط مرزی عین خوش در ۱۴ آبان ماه ۱۳۶۱ به درجه رفیع شهادت رسید و شهید عزیزالله درچه دستجردی متولد سوم فروردین ۱۳۴۴ در سن ۱۷ سالگی در عملیات رمضان در چهارم خرداد ماه سال ۱۳۶۱ منطقه شلمچه بر اثر اصابت ترکش به درجه رفیع شهادت نائل آمد؛ محمود درچه دستجردی پدر دو جانباز به نام‌های مهدی درچه دستجردی (جانباز ۶۰ درصد) و محمد دستجردی (جانباز ۲۵ درصد) بوده هست.

انتهای پیام/چ

  • تاریخ : ۱۹ام دی ۱۳۹۶
  • موضوع : خبری

ابراهیم دمشناس می گوید: دو سال پیش سفری به شهرستان داشتم، کسی درآمد و گفت می خواهید بنویسید، سرگذشت ما را توی رمان ننویسید.

این داستان نویس در پاسخ به پرسش هایی درباره دلایل استقبال مخاطبان ایرانی از آثار ترجمه به نسبت آثار تالیفی، تأثیر نویسنده ها بر این موضوع و نقش رسانه ها، یادداشتی را در اختیار ایسنا قرار داده هست که در پی می آید:
به نظرم تقابل موجود در این پرسش بین ادبیات ایران و خارج، هر جوابی را بی تامل در این بین روانه بیهوده گویی می کند و جوابی از پیش آماده پیش رو می نهد که راه به جایی نمی برد. در این مصاف نابرابر، ادبیات ایران پیشاپیش قافیه را باخته هست. ادبیات خارجی از کشورهای همسایه، عراق و ترکیه تا انگلیس و آمریکا و ژاپن و مغولستان را شامل خواهد شد؛ ایران را با کجا مقایسه می کنیم؟ آیا نویسندگان ایرانی مانند رضا قاسمی. یا شهریار مندنی پور را که آثارشان در سامانه نشر جهانی چاپ و پخش خواهد شد، خواهد شد جزئی از این ادبیات دانست، مثلا رمان «سانسور یک داستان عاشقانه فارسی»؟ در این جا نویسندگان هم زبان ما در افغانستان کجای این پرسش قرار می گیرند؟
من فکر می کنم در این گونه مقایسه ها اگر اقلیم های ادبی را تفکیک و سپس مقایسه کنیم به تصویر روشن و واقع نماتری می رسیم. شاید شاهد تقابل حادی نباشیم یا دست کم مسائل را بشود بسیار دگرگونه دید. عموما از حوزه های همسایه چشم پوشی می کنیم؛ ادبیات هایی که پیوستگی فرهنگی با ما دارند، چند نویسنده اردوزبان می شناسیم؟ از پشتو چه؟ از پارسیان هند چه؟ ما مدام می خواهیم خودمان را با جایی که خودش را مرکز جهان می داند مقایسه کنیم! البته در پی تاییدات ایشان هم هستیم. عبث و بیهوده چقدر تعدیل ساختار ادبی می کنیم !
در مصافی چنین ادبیات ایران با تمام توانش ظاهر نمی تواند شد؛ بخشی از این کاستی ها متوجه ممیزی کوری هست که …

اخبار پیشنهادی:

  • تاریخ : ۱۹ام دی ۱۳۹۶
  • موضوع : خبری

نقاشی در مورد آلودگی هوا

همینک در مجله آنلاین فارسی ها برای شما عزیزان طرح های نقاشی در مورد آلودگی هوا را گردآوری کرده ایم .

از آنجایی که یکی از بزرگترین مشکلات جوامع امروزی آلودگی هوا می باشد در بسیاری مدارس موضوعاتی از جمله آلودگی هوا برای موضوع نقاشی مطرح می شود .

ما نیز سعی کرده ایم نمونه نقاشی ها نسبت به هم متفاوت باشند تا شما دوستان گرامی راحت بتوانید از آنها ایده بگیرید .

همچنین می توانید دو یا چند نکته از هر تصویر را با هم ادغام کرده و یک طرح بسیار زیبا و خلاقانه را بر روی کاغذ بکشید .

امیدواریم عکس های زیر مورد استقبال شما عزیزان قرار بگیرند .

نقاشی در مورد آلودگی هوا 1 نقاشی در مورد آلودگی هوا

نقاشی در مورد آلودگی هوا

نقاشی در مورد آلودگی هوا 2 نقاشی در مورد آلودگی هوا

وقتی که کره زمین تسلیم آلودگی هوا شده است .

نقاشی در مورد آلودگی هوا 3 نقاشی در مورد آلودگی هوا

تصویر بسیار زیبا از تقابل آلودگی هوا و تکه ابری کوچک

نقاشی در مورد آلودگی هوا 4 نقاشی در مورد آلودگی هوا

وقتی که هوای پاک در حال فرار از فضای شهر است

نقاشی در مورد آلودگی هوا 5 نقاشی در مورد آلودگی هوا

حتی برج میلاد هم سرفه اش گرفته

نقاشی در مورد آلودگی هوا 6 نقاشی در مورد آلودگی هوا

نقاشی بسیاری زیبا با مداد رنگی درباره آلودگی هوا

نقاشی در مورد آلودگی هوا 7 نقاشی در مورد آلودگی هوا

از خود گذشتگی یک مادر برای نجات فرزندش در مقابل آلودگی هوا

نقاشی در مورد آلودگی هوا 8 نقاشی در مورد آلودگی هوا

نقاشی در مورد آلودگی هوا 9 نقاشی در مورد آلودگی هوا

تصاویری از خوابیدن آلودگی هوا بر روی شهر

نقاشی در مورد آلودگی هوا 10 نقاشی در مورد آلودگی هوا

نقاشی در مورد آلودگی هوا 11 نقاشی در مورد آلودگی هوا

نقاشی در مورد آلودگی هوا 12 نقاشی در مورد آلودگی هوا

نقاشی در مورد آلودگی هوا 13 نقاشی در مورد آلودگی هوا

فوتبال بازی کردن بچه های در پارک پس از آلودگی هوا

نقاشی در مورد آلودگی هوا 14 نقاشی در مورد آلودگی هوا

حمله ی آلودگی هوا به برج میلاد

نقاشی در مورد آلودگی هوا 15 نقاشی در مورد آلودگی هوا

نقاشی در مورد آلودگی هوا 16 نقاشی در مورد آلودگی هوا

نقاشی در مورد آلودگی هوا 17 نقاشی در مورد آلودگی هوا

نقاشی در مورد آلودگی هوا 18 نقاشی در مورد آلودگی هوا

نقاشی در مورد آلودگی هوا 19 نقاشی در مورد آلودگی هوا

امیدواریم این مطلب از عکس گوناگون فارسی ها مورد پسند شما عزیزان قرار گرفته باشد .

نوشته نقاشی در مورد آلودگی هوا اولین بار در فارسی ها. پدیدار شد.

  • تاریخ : ۱۹ام دی ۱۳۹۶
  • موضوع : خبری

به گفته خبرنگار حماسه و مقاومت خبری الزهرا، در پی سخنان یکی از رزمندان فاطمیون در مراسم بزرگداشت شهدای این لشکر، رسانه‌های معاند داخلی و خارجی با تقطیع این سخنان اقدام به شایعه‌پراکنی و پخش مطالب نادرستی کردند که خلاف واقع هست.

حجت‌الاسلام مجاهد در پاسخ به موج‌سواری دشمنان مقاومت در سخنرانی چند روز گذشته‌اش پاسخی بدین شرح منتشر کرد:

إِنْ یَنْصُرْکُمُ اللَّهُ فَلا غَالِبَ لَکُمْ؛ در روزهایی که منطقه در شعف نابودی داعش به سر می‌برد باز هم شاهدیم که حامیان تروریسم در منطقه آرام ننشستند و به یاوه‌گویی روی‌آوردند.

در مطلبی که در ۱۶ دی‌ با عنوان مصاحبه فرهنگی فاطمیون منتشر کردند باید عرض کنیم هیچ مصاحبه‌ای در این باره انجام نگرفته و اصلاً درباره امور مدیریتی لشکر فاطمیون هیچ‌گاه با هیچ خبری داخلی و خارجی گفت‌وگویی انجام نشده هست.

ضمن اینکه حضور چند ساله در کنار رزمندگان و خانواده‌های فاطمیون، شرکت در مراسم‌ها و جلسات این عزیزان در مناسبت‌های مختلف و سخنرانی و گفت‌وگوی بین ما هیچ ارتباطی به سازمان مدیریتی فاطمیون نداشته و به عنوان موضع سازمان نبوده و نخواهد بود.

آنچه توسط بنگاه دروغ‌پراکنی بی‌بی‌سی پخش شد تلاش مذبوحانه‌ای هست تا سرپوشی بر حمایت‌های خود از جنایات وحشیانه آل‌سعود بگذارند و به جای پاسخگویی در مورد ایجاد و حمایت‌های خود از داعش و تروریسم در منطقه به خبرسازی روی آوردند تا موفقیت جبهه مقاومت را کم‌رنگ جلو دهند و افکار عمومی را از جنایات متعدد خود در منطقه منحرف سازند.

و با کمال تأسف عده‌ای از رسانه‌های داخلی در ایران که در سال‌های سازندگی و اصلاحات همواره بر زخم مهاجرین افغانستانی نمک پاشیده و آنها را مجرم معرفی می‌کردند امروز هم‌صدا با دوستانشان در انگلیس و آمریکا داعیه مهربان‌تر از مادر برای ما شده‌اند.

فاطمیون به دلسوزی گرگ‌ها که برای آینده تشیع و اسلام ناب محمدی در منطقه و به ویژه افغانستان نقشه کشیده‌اند نیازی ندارند رزمندان غیور فاطمی که توانسته‌اند داعش تا بن دندان مسلح را در نطفه خفه کنند و او را به زانو درآورند حتماً آنقدر قدرت دارند که نقشه شوم آنها برای نجات اسرائیل و ترسیم خاورمیانه و افغانستان آمریکایی را برهم زنند.

به یاری خدا حرکات خبیثانه آنان بی‌اثر خواهد بود و جریان مقتدر مقاومت با بسیج جهانی که ایجاد شده به‌ راه خود با قدرت ادامه خواهد داد.

انتهای پیام/

  • تاریخ : ۱۹ام دی ۱۳۹۶
  • موضوع : خبری

رسانه ها انتقاد می کنند، گاهی تذکر می گیرند، گاهی توبیخ می شوند و گاهی هم توقیف؛ اما در این میان اینکه چقدر این انتقادها روی مسؤولان تاثیرگذارند و آنها را مجاب به پاسخگویی می کنند، بحث دیگری هست که روز به روز هم با چالش های بیشتری مواجه خواهد شد.

به گفته  فانوس ،  اغلب از خبرنگاران با عنوان «چشم تیزبین جامعه» یاد خواهد شد؛ افرادی که انتظار می رود خوبی ها و بدی های جامعه را ببینند و منعکس کنند. فارغ از اینکه چقدر آزادی بیان و پس از بیان در فضای رسانه ای کشور موجود هست، تاثیرگذاری این انعکاس ها در تصمیم گیری های مسؤولان موضوعی هست که در سال های اخیر با چالش های زیادی همراه شده هست.

به همین منظور خبرنگاران ایسنا در گفت وگو با برخی از اساتید علوم ارتباطات، کارشناسان رسانه و مجری های برنامه های گفت وگومحور چالشی، بحث تاثیرگذاری رسانه ها بر مسؤولان را مطرح کردند و نظر آنها را در این زمینه جویا شدند.

پاسخگو نبودن، هزینه ندارد!

سعید نوری آزاد، تهیه کننده برنامه «پرسشگر» با اشاره به موضوع برنامه «پرسشگر» که این روزها از شبکه آموزش در حال پخش هست، می گوید: تا به حال سابقه نداشته از مسوولانی که در حوزه نظام آموزشی تصمیم می گیرند، دعوت شود که درباره سیاست نظام آموزشی سوال کنیم و آنها صحبت کنند. به همین دلیل ما در این راستا کمترین توان رسانه ای را داشته ایم. مهمانان ما همه تصمیم گیران و تصمیم سازان در حیطه آموزش بودند یا در بُعد اجرایی با چالش های جدی مواجه بودند که باید چالش ها را بازگو می کردند. توجیه کردن این افراد با توضیح و حرف امکان پذیر نبود به همین دلیل ما کار خود را شروع کردیم تا تأثیر کار ما را مشاهده کنند.

«برای بسیاری از مسوولان پاسخگو نبودن، هزینه ندارد. گاهی برخی مسوولان دوست دارند که صحبت کنند و پشتوانه محکمی هم دارند. اما در برخی بدنه های دیگر، اگر صحبت کنند برایشان بد خواهد شد؛ زیرا دیگران صحبتی ندارند و انگار این فرد ساز ناکوک می زند پس این فرد هم صحبتی نمی کند و یا مصاحبه های خنثی انجام می دهد. برخی مسئولان هم می گویند به شرطی در برنامه حضور پیدا می کنند که در برنامه تنها دعوت شوند اما ما قبول نمی کنیم. در واقع آن ها برنامه را یک تریبون می بینند».

نوری آزاد به نقش رسانه ها در پاسخگو نبودن برخی مسوولان اشاره می کند و می گوید: برخی رسانه ها واخواهی نمی کنند و برخی هم بداخلاقی انجام می دهند؛ پس برخی مسوولان نسبت به برنامه ها ذهنیت پیدا می کنند و گارد می گیرند پس پاسخی نمی دهند. این مسئله یک رفتار اجتماعی هست، بخشی از این رفتار به برنامه ساز و مدیر رسانه برمی گردد و بخش دیگر به دولت. اگر دولت شرایطی را برای رسانه ها فراهم نکرده باشد تا راحت کار کنند، پس به برخی بدهکار می شوند.

«رسانه مجبور هست در همه حال کار کند و در مقابل برخی کوتاه بیاید همین مسئله باعث خواهد شد که حنایش رنگ نداشته باشد. اگر رسانه بخواهد تندروی هم بکند به آن وصله هایی می چسبانند. همه این موارد رفتارهای اجتماعی هست. برای مثال دولت فردی را برای بودجه معرفی نمی کند که پاسخ دهد، شاید عقلی پشت این کار هست. پس رسانه بدِ ماجرا خواهد شد زیرا نمی تواند از مسئول پاسخ بگیرد. رسانه دیوار کوتاهی دارد و از همه آسیب می بیند. البته رفتار نه چندان حرفه ای نیز در بین رسانه ها دیده خواهد شد».

کرختی مسوولان در مقابل موج های رسانه ای

علی گرانمایه پور، استاد ارتباطات به وضعیت کشور و عملکرد رسانه ها اشاره و بیان می کند: گاهی به دلیل اتفاقاتی که در کشور رخ می دهد، رسانه ها برای پاسخگو کردن مسوولان موج های رسانه ای ایجاد می کنند اما گاهی این موج ها برای مسوولان حساسیت برانگیز نیست. برخی اتفاقات مانند کودک آزاری، اختلاس و … داریم که مسوولان حساسیتی نشان نمی دهند و رسانه ها هم به دلایل خط قرمزی که وجود دارد به برخی مسائل نمی پردازند. اگر رسانه هم همه اتفاقات را انعکاس دهد باید بدانیم زمانی که یک جامعه انبوهی از مشکلات دارد و هر بخش از جامعه هر روز اعتراض دارند و جوابی هم نمی گیرند طبیعی هست که مردم و مسوولان نسبت به یکسری مشکلات کرخت می شوند و حساسیت خود را از دست می دهند. باید بدانیم زمانی که جامعه انبوهی از مشکلات دارد و هر بخش از جامعه هر روز اعتراض دارند و جوابی هم نمی گیرند، طبیعی هست که مردم و مسوولان نسبت به یکسری مشکلات کرخت می شوند و حساسیت خود را از دست می دهند

«این مساله که چقدر صدای نقد رسانه ها به گوش مسوولان می رسد به رسانه بستگی دارد. رسانه های متعددی مانند شبکه های اجتماعی وجود دارند که به مسوولان این امکان را داده اند تا در جریان کل اتفاقات جامعه باشند اما اینکه چه میزان صدای نقدها به گوش مسوولان می رسد و آنها چه میزان خودشان را مقید به حل مشکلات می دانند به میزان پاسخگویی سازمان ها و مسوولان بستگی دارد و باید از مسوولان بپرسیم چقدر خود را در برابر مردم پاسخگو می دانند.به نظرم بخشی از مسوولان به دلایل متفاوتی خود را از پاسخگویی مصون می دانند. بخشی از پاسخگویی به قانون وضوابط کشور، ساختار سازمانی و اخلاق کارگزاران سیاسی در فضای اجتماعی، سیاسی و اخلاقی بستگی دارد.»

«ممکن هست مسوولی کار اشتباه یا توهینی انجام دهد و عذرخواهی هم نکند اما فشار رسانه ها می تواند آن مسوول را مجبور به عذرخواهی کند که البته دیرهنگام هست. اگر مسوول نخواهد به نقد و انتقاد پاسخگو باشد راه های مختلفی وجود دارد. مدت هاست که ظهور فضای مجازی، شبکه های اجتماعی و فشارهایی که ایجاد می کنند مسوولان را مجبور کرده تا نسبت به برخی مسائل که در گذشته واکنش نشان نمی دادند، پاسخگو باشند. ما پاسخگویی صریح، توجیه گر و فرافکنی داریم. شکل و محتوای پاسخ مهم هست که به چه مطلب و به چه شکل پاسخ می دهی. اگر پاسخگویی مسوولان شفاف و قانع کننده باشد، پس مردم هم به رسانه و مسوولان اعتماد می کنند. اما هر چه مسوولان از پاسخگویی فرار کنند و توجیه گر باشند مردم بی اعتماد می شوند.»

چرا به مسوولان برنمی خورد؟

اکبر منتجبی، سردبیر هفته نامه «صدا» با اشاره به دلایل پاسخگو نبودن اغلب مسوولان به انتقادهای رسانه ها، می گوید: ممکن هست مسوولان صدای شما را نشنوند؛ به این معنی که شما در یک نشریه از طریق یک مطلب انتقادی را مطرح و حتی فسادی را افشا می کنید، اما به هیچ فردی برنمی خورد چون روزنامه و یا رسانه شما برای افکار عمومی نیست؛ یعنی مردم آن را نمی بینند و نمی خوانند. پس مدیری که درباره اش انتقاد کرده اید خیالش راحت هست. در نهایت این مدیر، مدیر مسوول روزنامه را دعوت می کند و با او لابی انجام می دهد تا به انتقادهای خود ادامه ندهد و در این راستا نیز به آن روزنامه امتیاز خواهد داد.

«همچنین رسانه ممکن هست تاثیرگذاری خود را از دست داده باشد. در دهه هفتاد مدیر مترو که محسن هاشمی بود حرفی درباره بودجه زد و یک روزنامه هم حرف های او را تیتر یک کرد. هاشمی تا دو هفته دنبال این مساله بود که قضیه را حل کند و بگوید حرف های من چیز دیگری بود اما حرف هایی که منتشر شده بود را خودش گفته بود و آن رسانه هم دنبال رفع و رجوع کردن قضیه نرفت چون رسانه، رسانه افکار عمومی بود. مردم در گذشته به روزنامه رجوع می کردند و مسؤولان را مورد پرسش قرار می دادند، پس مسؤول نیز مجبور به پاسخگویی بود. اما در حال حاضر به این شکل نیست و مردم رسانه خود را از روزنامه، مجله و تلویزیون به شبکه اجتماعی تغییر داده اند».

سردبیر هفته نامه «صدا» با اشاره به اهمیت شبکه های اجتماعی، اظهار می کند: برای مثال یک موضوع مانند عوارض خروج از کشور در شبکه اجتماعی دست به دست می چرخد. اما ممکن هست هیچ روزنامه ای به این مطلب نپرداخته باشد اما بازتاب آن در شبکه های اجتماعی زیاد هست و دولت را موظف می کند که توضیح دهد. افکار عمومی به سمت شبکه اجتماعی رفته زیرا شبکه اجتماعی آزادتر هست و دسترسی به اخبار واقعی تر و راحت تر خواهد بود. همچنین هر فردی هم در حوزه شبکه های اجتماعی می تواند بنویسد و مطلب منتشر کند؛ البته برخی مسوولان هم دور خود حصار آهنی ایجاد کرده اند و پاسخگو نیستند.

دیگر نمی توان مانع انتشار خبرها شد

هوشنگ اعلم، سردبیر مجله فرهنگی آزما و عضو هیات موسس انجمن پیشکسوتان مطبوعات درباره نقش رسانه ها و فشاری که می توانند به سازمان ها وارد کنند تا وادار به پاسخگویی به مردم شوند، معتقد هست که «به طور کلی با استفاده از فشار در هر زمینه ای مخالفم؛ چون هیچگاه و در هیچ زمینه ای نمی توان با استفاده از اهرم فشار مساله ای را حل کرد و هر مساله ای لزوما باید به شکل منطقی حل شود و در مورد پاسخگویی سازمان ها و نهادهای مسؤول به مردم و جامعه هم مساله کاملا روشن هست که هر سازمان نهاد یا ارگانی که مسؤولیتی در قبال جامعه و مردم دارد، لزوما باید به مردم و افکار عمومی پاسخگو باشد و این یک اصل کلی و پذیرفته شده در جوامع متمدن هست».

«خبرنگار چشم و گوش و زبان جامعه هست و رسانه ها باید مطالبات جمعی مردم را مطرح و پیگیری کنند و باید توجه داشته باشیم که وظیفه خبرنگار و روزنامه نگار تلاش برای کشف حقیقت و بیان آن هست و بنابر این خبرنگار باید بی طرفانه ، دقیق و فارغ از اغراض شخصی یا جناحی و دوستی ها و دشمنی ها وظیفه اش را انجام دهد و مسایل را منعکس کند و این به حکم اخلاق حرفه ای هست و مسؤولان هم نباید مانعی در مسیر انجام وظیفه خبرنگاران و رسانه ها به وجود آورند».

عضو هیات موسس انجمن پیشکسوتان مطبوعات در مورد همراهی شبکه های اجتماعی با رسانه های رسمی در انعکاس خبرها و این که تا چه میزان این همراهی نهادها و مسؤولان را وادار به پاسخگویی کند؟ می گوید:مهم این هست که آن چه در رسانه های مجازی منعکس خواهد شد منطبق با واقعیت باشد اما متاسفانه گاهی در شبکه های مجازی مطالبی مطرح خواهد شد که با واقعیت فاصله دارد و علتش هم این هست که بدون مطالعه دقیق و احساس مسؤولیتی که یک خبرنگار حرفه ای دارد، این کار را می کنند و خب این می تواند ضربه بزند و گاهی آن چه در رسانه های غیر رسمی می بینیم در واقع شایعه هست و همین شایعات گاهی ممکن هست حقیقت بزرگی را پنهان کند یا باعث شود کشف حقیقت دشوارتر شود. به هر حال امروز دیگر نمی توان مانع انتشار خبرها شد و اگر مردم نتوانند خبرها را از رسانه های رسمی دنبال کنند و خبری در رسانه ها رسمی منعکس نشود».

چرا رسانه هایمان چندان تاثیرگذار نیستند؟

کیاداوود اسفندیاری، مجری برنامه «پایش» و روزنامه نگار درباره ی تاثیرگذاری انتقادات و پیشنهادات مطرح شده از سوی رسانه ها بر مسؤولان، با بیان اینکه «قطعا رسانه ها روی مسؤولان تاثیرگذاری دارند»، می گوید: بارها این موضوع را چه در دورانی که در مطبوعات بودم و چه دورانی که در صداوسیما مشغول کار هستم، تجربه کرده ام. یادم هست درباره موضوع افزایش هزینه های بندری گفته هایی را در روزنامه نوشتیم که زنگ زدند ما را تهدید و شکایت کردند. اما وقتی موضوع فراگیر شد و سایر رسانه ها نیز به آن پرداختند، آن مناقصه کلاً به خاطر تخلفات صورت گرفته باطل شد. در تلویزیون هم که از این دست موضوعات بیشتر دیده خواهد شد.

او با اعتقاد بر اینکه «رسانه ها می توانند جریان بازدارندگی داشته باشند»، ادامه می دهد: با یک مثال این موضوع را مطرح می کنم؛ نصب دوربین در خیابان و اتوبان ها باعث تغییر رفتار بسیاری از راننده ها شده هست، گرچه هنوز به آن فضای ایده آل نرسیده ایم، اما نصب این دوربین ها نوعی جریان بازدارندگی ایجاد کرده هست. رسانه ها نیز به همین صورت می توانند جریان بازدارندگی داشته باشند. همین که رسانه ها موضوعات را درست رصد و تحلیل کنند باعث خواهد شد تا عده ای به خاطر ترس از برملا شدن دست به انجام هر کاری نزنند.

«بحث عدم حضور رسانه های مستقل حتی در کشورهایی که مدعی آزادی مطبوعات هم هستند وجود دارد؛ منتهی این موضوع در این کشورها کمتر و در کشورهایی مثل ما بیشتر هست. در شرایطی که رسانه مستقلی وجود نداشته باشد، طرح و پیگیری برخی از سوژه ها باعث خواهد شد تا مسؤولان مربوطه از طریق لابی هایی که دارند به مدیران مسؤول و مدیران عامل رسانه ها فشار بیاورند تا دیگر سوژه ادامه پیدا نکند و انتقادی وارد نشود طرح و پیگیری برخی از سوژه ها باعث خواهد شد تا مسؤولان مربوطه از طریق لابی هایی که دارند به مدیران مسؤول و مدیران عامل رسانه ها فشار بیاورند تا دیگر سوژه ادامه پیدا نکند و انتقادی وارد نشود؛؛ به عنوان مثال اگر خبرنگاری بخواهد درباره موضوعی گفته انتقادی بنویسد یا سوژه ای را دنبال کند، به جای توجه به انتقادات و پیشنهادات مطرح شده تماس هایی با مدیرعامل یا مدیرمسول رسانه مربوطه گرفته خواهد شد تا این سوژه ادامه پیدا نکند.»

اسفندیاری می گوید: با توجه به اینکه درآمد بخش اعظمی از رسانه های ایران به شکل مستقیم و غیرمستقیم از طریق دولت تامین خواهد شد و از سوی دیگر روحیه نقدپذیری کلا در جامعه و نه صرفاً در مسؤولان وجود ندارد، رسانه ها و خبرنگاران نمی توانند کارشان را درست انجام دهند و قطعا آن فضای ایده آلی که مورد نظر همه ماست شکل نخواهد گرفت. این در حالی هست که اگر اجازه داده شود تا رسانه ها نقد کنند منافع آن برای همه مردم خواهد بود. به عنوان مثال اگر اجازه داده می شد که رسانه ها طرح تحول سلامت و هدفمند کردن یارانه ها را از همان ابتدا نقد کنند شاید الان شرایط بهتری حاکم بود. هر جایی که اجازه داده شد تا رسانه ها نقد کنند حتی با وجود تبعاتی هم که داشت، شاهد تاثیرگذاری بوده ایم.

فضای روزنامه نگارها از خبرنگاران تلویزیون بیشتر هست

بهروز تشکر، مجری برنامه گفت وگو محور «تهران ۲۰» در این زمینه معتقد هست که «برای روزنامه نگار بیشتر از خبرنگار تلویزیون وجود دارد؛ زیرا روزنامه نگار میدان عمل بیشتری در حوزه تحقیقاتی دارد. متاسفانه اغلب روزنامه نگاران به سمتی رفته اند که وقتی یک اتفاق می افتد برای نوشتن مطلبی از جاهای مختلف، مطالب خود را برمی دارند؛ پس قبول دارم که بخشی از دلایل پاسخگو نبودن مسؤولان، روزنامه نگاران هستند زیرا رفتار آن ها به گونه ای هست که گویا خود را وامدار یکی از دستگاه ها و وزارتخانه ها می دانند. زمانی که تعدادی از مدیران مسوول و صاحب امتیاز نشریات ما به دنبال افزایش اشتراک هستند تا نشریاتشان خریداری شود یا دنبال آگهی گرفتن هستند، چطور می توانند مسوولی را نقد کنند».

«از میان نشریاتی که چاپ می شوند چه تعداد مستقل و قائم به خود هستند؟ اگر مستقل هم باشند در نهایت به یک سمت و سوی سیاسی گرایش پیدا می کنند. ما باید در این راستا نشریات سرگرمی، گردشگری و حتی ورزشی را جدا کنیم اما به نظرم این نشریات سرگرمی و تخصصی هم می توانند زبان نقد داشته باشند. زمانی که هزینه چاپ و تحریریه یک نشریه فراهم نمی شود و برای حفظ مجوز باید چاپ شود مجبور هست تن به این مساله دهد که در بخشی از صفحه روزنامه، گفته فلان وزارتخانه یا نهاد چاپ شود. اگر این روزنامه بخواهد مسوولی را نقد کند چون امتیازش را وزارت ارشاد می دهد و به نوعی مجوز دولتی دارد، نگران این مساله هست که وارد بحث دادگاه مطبوعات یا لغو امتیاز شود.»

تشکر با اشاره به تاثیر مشکلات روزنامه ها در نقد منصفانه مسوولان، می گوید: وقتی روزنامه نگار را تحت شرایط خاصی قرار می دهند تا چه اندازه می تواند نقد منصفانه داشته باشد؟ نقد منصفانه می تواند راهکار ارائه کند و حتی روزنامه نگار می تواند نقد منفی داشته باشد اما روزنامه نگار تا حدی امکان دارد که در جهت نقد پیش برود زیرا مشکلات صنفی هم دارد. شاید این مشکل را خبری ها نداشته باشند زیرا چاپ ندارند مگر اینکه بخواهند ویژه نامه ای منتشرکنند.

«اگر عملکرد مسوولان مناسب باشد، پس از چه چیزی واهمه دارند؟ پس باید جواب سوال خبرنگار و روزنامه نگار را بدهند. اگر برخی مسوولان پاسخگو نیستند، به دلیل این هست که نمی خواهند به چالشی وارد شوند. همچنین نگران این موضوع هستند که کاری که به عنوان مسوولیتشان باید انجام می دادند و نداده اند، موضوع اصلی پرسش ها شود؛ برای مثال بیمارستانی که هفت ماه پیش در کرمانشاه ساخته شد اگر در زلزله تخریب نمی شد معلوم نبود در آینده چه اتفاقی برایش می افتاد. ما می خواهیم در برنامه مسوول راه و شهرسازی را به عنوان مهمان بیاوریم اما حاضر نمی شود که بیاید.»

رسانه های تک تیرانداز در برابر مسوولان رویین تن

محمد دلاوری، مجری برنامه «تهران ۲۰» به رفتار مسوولان در زمان انتقاد از آنها اشاره و بیان می کند: نظام مسوولیت در ایران به نحوی سازماندهی شده که هیچکس خود را به طور مشخص مسوول هیچ اتفاقی در کشور نمی داند یعنی با گذر زمان خود مسوولان هم به منتقد تبدیل شده اند. شما با هر کدام از مسوولان حرف بزنید متوجه می شوید که بزرگترین منتقد حوزه مسوولیت خودشان هستند. به همین دلیل از نقد استقبال می کنند و حاضرند ۱۰ برابر آنچه رسانه انتقاد می کند، نقد کنند. پس برای اینکه خود را سیبل و مسوول قرار ندهند، وارد گود پاسخگویی نمی شوند و می گویند وضعیت بد هست و خود ما هم منتقد هستیم.

«عموم انتقاداتی که در رسانه ها مطرح خواهد شد، بسیار کلی هست و ما معمولا فضاهای کلی را نقد می کنیم. ما در انتقادها حرف کلی می زنیم و معین و تخصصی انتقاد نمی کنیم. زمانی که رسانه ها پیشینه انتقاد خود را تجزیه و تحلیل نکرده باشند، باعث می شوند که به فرد خاصی برنخوردعموم انتقاداتی که در رسانه ها مطرح خواهد شد، بسیار کلی هست و ما معمولا فضاهای کلی را نقد می کنیم. ما در انتقادها حرف کلی می زنیم و معین و تخصصی انتقاد نمی کنیم. زمانی که رسانه ها پیشینه انتقاد خود را تجزیه و تحلیل نکرده باشند، باعث می شوند که به فرد خاصی برنخورد؛ برای مثال شما درباره اینکه وضعیت اقتصادی کشور خوب نیست، تحلیلی می نویسید، حال باید بدانید هدف این تحلیل کیست؟ قرار هست از چه فردی سوال بپرسیم؟ این تحلیل چه تغییری ایجاد خواهد کرد؟ ما رسانه هایی تک تیراندازیم؛ به این معنی که انتقاد می کنیم و بعد از مدت کوتاهی آن را فراموش می کنیم. سپس تابع امواج جدیدی که به ویژه از حوزه فضای مجازی می آید، می شویم و مساله قبلی را فراموش می کنیم».

این مجری تلویزیون با اشاره به تحول پذیری مسوولان و رسانه ها، می گوید: ما نمی توانیم مسوولان را تغییر دهیم، به دلیل اینکه آنها دارای مفهوم مشخص و ساختارمند نیستند. همچنین بر رأس قدرت ننشسته اند که به نصایح ما گوش کنند. اما رسانه ها می توانند خود را تغییر دهند به این معنی که اگر قرار باشد از مسوولی پاسخ بگیرند باید به نحوه انتقاد و نوع سازماندهی انتقادشان توجه کنند و بدانند چگونه بوده هست. به هر حال ما باید بپذیریم که با گروهی از مسوولان در دولت های مختلف روبه رو هستیم که رویین تن شده اند و ما باید برای عبور از این رویین تنی برنامه ریزی کنیم.

«طبعیتا رسانه های رسمی خطوط قرمز دارند و این خطوط قرمز را گاهی خود ما تنگ می کنیم، به شکلی که خودمان هم نمی توانیم در آن فضا نفس بکشیم؛ البته خطوط قرمز به شدت به سازمان و ساختار انتقاد بستگی دارد. اگر ما انتقاد خود را درست طراحی کرده باشیم قبل از اینکه خطری ما را تهدید کند می توانیم انتقاد خود را مطرح کنیم. همچنین این خطوط قرمز به مدیران رسانه وابسته هست یعنی مدیران پیش از اینکه در این موقعیت شغلی قرار بگیرند باید باور داشته باشند که زندگی پر مخاطره ای خواهند داشت و مدام از سوی گروه های مختلف ذی نفوذ و قدرت مورد فشار قرار خواهند گرفت. اگر مدیران رسانه این مساله را باور کنند، بی واهمه وارد انتقاد کردن می شوند.»

به نفع مسؤولان هست که پاسخگوی رسانه ها باشند

امید علی مسعودی ـ رییس دانشکده علوم ارتباطات دانشگاه سوره ـ درباره نقش رسانه ها در ایجاب مسؤولان به پاسخگویی، معتقد هست که «متاسفانه برخی از مسؤولان به قاعده گلوله جادویی اعتقاد دارند؛ (نظریه گلوله جادویی بیانگر این باور هست که رسانه ها تاثیر بسیار قوی و زیادی روی سطح وسیعی از مخاطبان دارند که می توان با ارسال مستقیم پیام همانند شلیک کردن یک گلوله تاثیر زیادی بر جای بگذارد). آنها به خاطر اینکه جلوی این قدرت جادویی رسانه ها را بگیرند با رسانه ها و اهالی رسانه و قلم برخورد می کنند. ممکن هست در روایت و اطلاع رسانی برخی از وقایع اشکال هایی وجود داشته باشد، اما این گروه از مسؤولان بجای برطرف کردن این مشکل ها، صورت مساله را پاک می کنند. اما از طرفی دیگر هم برخی دیگر از مسؤولان رابطه خوبی با رسانه ها دارند و به نظریه قاعده گلوله جادویی معتقد نیستند.

«بالاخره باید نهادی از سوی مردم وجود داشته باشد که بر عملکرد قوه مجریه، قضاییه و مقننه نظارت داشته باشد و این نهاد همان رکن چهارم یعنی رسانه هست. اگر هر کدام از این چهار رکن به هر دلیلی ضعیف شود، جامعه هم ضعیف خواهد شد. اگر در موضوع اختلاس های میلیاردی رسانه ها زودتر وارد عمل می شدند، شاید در آینده شاهد اینچنین شرایطی نبودیم. به طور کلی در همه بخش های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و … رسانه ها نقش نظارتی و آموزشی دارند.»

مسعودی که معتقد هست رسانه ها همچنان تاثیرگذار هستند، با اشاره به طرح لایحه سازمان نظام رسانه ای در هیات دولت بیان می کند: اظهارنظرهای اهالی رسانه، کارشناسان و استادان ارتباطات و روزنامه نگاری باعث شد که دولت در تصویب این طرح برای مدتی صرف نظر و مواردی از آن را اصلاح کند. رسانه ها خیر جامعه را می خواهند، اما متاسفانه گاهی شاهدیم که به خاطر کوچکترین اشتباهات، شدیدترین برخورد با آنها خواهد شد. بهتر هست که مسؤولان با رسانه ها رابطه دوستانه داشته باشند چون به نفع هر دو طرف هست. البته خوشبختانه رابطه میان اهالی رسانه و مسؤولان نسبت به دهه های ۶۰ و ۷۰ بسیار بهتر شده هست، ولی هنوز به شرایط ایده آل و آرمانی نرسیده ایم.

چرا رسانه ها مسوولان را به پاسخگویی وادار نمی کنند؟

سید وحید عقیلی، رییس دانشکده ارتباطات و مطالعات رسانه دانشگاه آزاد اسلامی در این زمینه معتقد هست که «یکی از جدی ترین، مهمترین و با اولویت ترین مسائلی که در حوزه رسانه های جمهوری اسلامی مطرح شده، این هست که چرا در دوره کنونی روزنامه نگاران، خبرنگاران و رسانه ها نمی توانند آن طور که شایسته هست، مشکلات جامعه را کشف و تحلیل کنند و تا جایی که ممکن هست راه حل ارائه دهند».

«در حال حاضر روزنامه نگاران، خبرنگاران و رسانه ها استقلال ندارند؛ متاسفانه اگر شما در جامعه رسانه ای نگاه کنید، اغلب روزنامه ها و خبری ها به نوعی به یک سازمان و نهاد وابسته هستند. همچنین اگر به نوع مالکیت برخی خبری ها و روزنامه ها دقیق نگاه کنیم، متوجه می شویم در این شرایط روزنامه نگاران و خبرنگارانی با استقلال کامل و دارای اخلاق حرفه ای که در خدمت کشف حقیقت به طور عینی و واقع بینانه باشند، تربیت نخواهند کرد». 

«مساله کلیدی این هست که بدانیم روزنامه نگار مستقل و حرفه ای در کشور ما چگونه تعریف خواهد شد. آیا ما تعریف نسبی و جامعی از اینکه روزنامه نگار کیست، داریم؟ آیا ما روزنامه نگار حرفه ای داریم یا خیر؟ وقتی این تعریف وجود ندارد، نمی توانیم از روزنامه نگاران انتظار داشته باشیم که به بیان و کشف حقیقت و ارائه راهنمایی جهت حل مشکلات جامعه در حوزه های زیست محیطی، حقوقی، قضایی، اقتصادی، مالی، آموزشی، فرهنگی و … بپردازند. به دلیل این مشکلاتی که در حوزه روزنامه نگاری و خبرنگاری وجود دارد حضور چنین مسوولانی در کشور طبیعی هست. اگر روزنامه نگاران و خبرنگاران جامعه مطبوعاتی به عنوان افرادی که درباره مشکلات جامعه بحث و مطالب منتشر می کنند، کارکرد حرفه ای و مستقل داشتند، احتمال وجود مسوولانی که پاسخگو نیستند را کمتر می کردند.»

  • تاریخ : ۱۹ام دی ۱۳۹۶
  • موضوع : خبری

محمود پاک نیت ـ بازیگر نقش حسام بیک در سریال «روزی روزگاری» ـ نزدیک به ۳۰ سال هست که امرالله احمدجو را می شناسد؛ آشنایی نزدیک این دو به چند سال جلوتر و زمان ساخت «روزی روزگاری» می رسد. پاک نیت در گفت وگویی تفصیلی به ویژگی های حرفه ای و شخصیتی امرالله احمدجو اشاره کرده و در خلال آن خاطرات ساخت سریال هایی که در آنها با وی همکاری داشته را نیز یادآور شده هست.

به گفته  فانوس ، در اختتامیه هشتمین جشنواره مردمی فیلم عمار، با حضور خانواده شهدای مدافع حرم و دفاع مقدس و چهره هایی مانند محمد فیلی، صدرالدین حجازی، هوشنگ توکلی، محمدحسین نیرومند، عباس سلیمی نمین و بیژن نوباوه از امرالله احمدجو، کارگردان آثار ماندگاری مثل «روزی روزگاری»، «تفنگ سرپر» و… پاسداشت انجام شد.

محمود پاک نیت از بازیگرانی هست که در سریال «روزی روزگاری» و «پشت کوه های بلند» احمدجو ایفای نقش داشته هست. به همین بهانه با او گفت وگویی انجام شده هست که می خوانید.

لطفاً بفرمایید ­چطور به تیم «روزی روزگاری» اضافه شدید و همکاری کردید؟ قبل از آن آقای احمدجو را می شناختید؟

من آقای امرالله احمدجو را از سال شصت و هفت می شناسم. ایشان یک فیلم سینمایی داشتند به نام «شاخه های بید». از ما دعوت کردند که در آن کار بازی بکنیم. ما تئاتری داشتیم و به جشنواره دهه فجر آورده بودیم. ما از شیراز به تهران آمده بودیم. ایشان آمده بود تئاتر را دیده بود و پشت صحنه با ما صحبت کرد. سال شصت و شش. صحبت کرد که من می خواهم یک فیلم بسازم به نام شاخه های بید. یک شخصیتی دارم و دوست دارم شما بازی بکنید. من اصلاً ایشان را نمی شناختم. عرض کردم که من کارمند ارشاد هستم و اگر توفیقی بود و توانستم در خدمت تان باشم، چشم. خلاصه یک موقعی به من زنگ زد که کار ما دارد شروع خواهد شد. شما بیا تهران که قرارداد بنویسیم.

در آن کار هم شخصیت خیلی خوبی مثل آقای مقبلی بازی داشتند. مثلاً آقای مشایخی بودند. خانم گوهر خیراندیش بودند. خیلی از اساتید بودند. آقای جمشید لایق بود که در روزی روزگاری هم بودند. آقای هادی اسلامی بودند. خدا رحمت شان بکند. ایشان هم تهیه کننده ی کار بودند و هم بازی می کردند. خلاصه تیم بسیار خوبی بود.

آشنایی ما با آقای احمدجو با این کار شروع شد. سه ماهی با هم بودیم. کار تمام شد و ما راهی شیراز شدیم. ضمن کار گفت من دارم یک کاری به نام پسرخاله ها می نویسم. یک شخصیتی دارم و دوست دارم شما بازی بکنی. من باز همان جواب را دادم که من کارمند هستم. اگر بتوانم، در خدمت تان هستم. بعداً متن روزی روزگاری را برای من فرستاد. خواندم و دیدم اگر بازی نکنم خیلی اشتباه کرده ام. بعد مستقیم از شیراز به میمه اصفهان آمدیم. آن جا آموزش سوارکاری می دادند. دیگر دوستانی که در تهران بودند، در تهران رفته بودند سوارکاری را آموزش دیده بودند. من و آقای محمد فیلی از شیراز آمدیم. ما در خود میمه آموزش سوارکاری را شروع کردیم.

میمه شهر و روستای خود آقای احمدجو هست. به نظرتان این مساله در کار تاثیر داشت؟ کیفیت کار را تغییر داد؟

آقای احمدجو شخصیت خاصی دارد که واقعاً می گویم من کمتر نویسنده و کارگردانی دیدم که این­قدر به مردم نزدیک باشد. یعنی این­قدر در بین مردم جایگاه داشته باشد. چون وقتی شما آن جایگاه را دارید و آن خواسته های مردم را می دانید، به ­هر­ حال خود به خود کارهایت به توده ی مردم ربط پیدا می کند. یعنی وسط آن ها می روید و درد آن ها و مسائل آن ها را می بینید. با آن ها ارتباط برقرار می کنی و موضوعاتی که در ارتباط با آن ها هست، خیلی راحت می توانی برای شان بیان بکنی و به دیگران هم منتقل بکنی.

مسائلی را که ایشان در روزی روزگاری عنوان می کرد و مسائلی که بود، همان چیزهایی بود که پدران ما از زمان قدیم برای ما تعریف کرده بودند. اگر می خواستند جایی بروند یا زیارتی بروند. مثلاً به سفر مشهد بروند یا به مکه بروند. توی راه یک اتفاق هایی برایشان می افتاد. این واقعیتی بود که پدر من راجع به پدر خودش که به مشهد رفته بود صحبت کرد که چطور غارت­گران ریختند و زندگی اش را بردند و همه چیزش را بردند و این ها با پای برهنه رفتند. یعنی حتی کفش هایشان را هم بردند. ما در روزی روزگاری هم چنین صحنه هایی را داشتیم.

یکی هم کار آقای احمدجو هست. یعنی اشراف داشتن بر دوربین و بر موقعیت سینما و تصویر. من یادم هست. آقای صبا که فیلم بردار ما در روزی روزگاری بود، می گفت وقتی آقای احمدجو می گوید دوربین را این­جا بگذار دیگر نمی آید بگوید حالا یک وجب این طرف تر بیا یا ۲۰ سانت آن طرف تر برو یا یک کم عقب تر برو. وقتی می گوید این جا بگذار، من مطمئن هستم که دیگر جای آن درست هست. دیگر تغییرش نمی دهد. حالا من نمی دانم چطوری این زاویه را به دست می آورد. وقتی که پشت دوربین می روم، می بینم همه چیز آنی هست که باید باشد و این آدم چه جوری این قدر راحت تشخیص می داد که می گفت دوربین را این­جا بگذار و دیگر تکان نمی داد. خب این به من که فیلم بردار هستم دلگرمی می دهد که این آدم کارش را خوب بلد هست. نسبت به کاری که دارد انجام می دهد آگاه هست.

و همین طور نسبت به متنی که دارد می نویسد. آقای احمدجو دیالوگ نویس بسیار خوبی هست.

ساخت روزی روزگاری چقدر طول کشید؟

شش ماه.

شما کل شش ماه را در میمه و در آن فضا بودید؟

نه. من چهار ماه بودم. چون از یک جایی به بعد دیگر شخصیت حسام­ بیک نیست. توی روستا می رود.

گویا اولین سکانسی که فیلم­برداری شده، همان ورود شما بوده.

بله. در قسمت دوم کار را با من شروع کردند. ما چهار ماه کار کردیم. بعد لابه ­لایش آن قسمت بازرگان که قسمت اول هست. ورود بازرگان به گروهی که دارد پارچه می برد و بعد به آن ها شبیخون می زند، لابه­ لای کار من آن­ را گرفتند و بعد هم کار من تمام شد و رفتم و قسمت روستا را گرفتند.

شاید یکی از دلایلی که ما دیگر از این­جور آثار نمی بینیم، سختی هایش هست. یعنی واقعاً این تیم را شش ماه توی روستا یا بیابان بردن لانگ شات های عجیب و غریب کاروان با این همه آدم و سیاهی لشگر. اصلاً چهارپایی که شاید خیلی قابل کنترل نباشد. واقعاً مدیریت این فضا در این تصاویر باز خیلی سخت هست. حتماً آقای احمدجو در این مسائل توانا بودند دیگر.

من همیشه گفتم که روزی روزگاری کار بسیار سختی بود ولی بازده بسیار خوبی داشت. یعنی وقتی کار به مرحله پخش رسید، آدم تمام آن خستگی ها و تمام آن مشکلاتی که در آن بیابان ها و در آن خاک و خل و سرمای شب­اش و گرمای روزش داشت را فراموش می کند. چرا؟ چون می بیند بازدهخوبی داشته. یعنی تأثیرگذار بوده. تماشاگر آن را خوب دید و هنوز هم که هنوز هست بعد از بیست ­و­ شش سال دارد می بیند و این برای من لذت­بخش هست. برای منی که کار کردم، اصلاً فکر نمی کنم آن موقع چه سختی هایی داشتیم ولی واقعاً سخت بود.

مدیریت کردن این مسأله بسیار کار سختی بود. من یادم هست آقای احمدجو سه، چهار تا دستیار داشتند که یکی شان آقای علیرضا افخمی بود که الان خودشان کارگردان بسیار خوبی هستند و نویسنده ی خوبی هم هستند. ایشان هر شب ساعت ده، یازده که می شد، می آمد سکانس ها را به بچه ها تحویل می داد که فردا این سکانس ها را می گیریم. ما که تغییر لهجه داشتیم، می نشستیم و روی آن لهجه می گذاشتیم. به هر حال آن جملات، جملات فارسی عادی بود و ما لهجه گذاری می کردیم که برای صبح حفظ بکنیم.

حالا به این جمع اضافه کنید بازیگرهایی که اهل همان روستا بودند را! آدم هایی که از دل خود روستا بودند. به جز یک تعداد از سیاهی لشگرهایی که از تهران آمده بودند، همه روستایی بودند. آن هفت تا برادران، هفت تا آموزش دهنده ی سوارکاری بودند.

هفت برادران؟

بله. خودشان مربی سوارکاری بودند. به ما سواری را یاد دادند. این ها جزو هفت برادران بودند. خب آن ها بازیگر نبودند. تعلیم دهنده ی سوارکاری بودند ولی آقای احمدجو از این­ها بازی گرفت و خوب هم بازی کردند. دیالوگ نداشتند ولی بازی کردن در سکوت خیلی سخت تر هست تا با دیالوگ ولی آقای احمدجو از این ها بازی گرفت و خیلی هم خوب بود.

تمام آدم هایی که با من بودند یعنی در دار و دسته حسام ­بیگ بودند، از خود میمه اصفهان بودند. ۹۰ درصدشان از بچه های خود میمه بودند. خب هماهنگ کردن این ها خیلی سخت بود. واقعاً سخت بود. فقط آقای احمدجو می توانست این کار را انجام بدهد. چرا؟ چون خودش از دل این مردم بیرون آمده بود. توی این آدم ها بود. خودش میمه ای بود. مال میمه اصفهان بود. وقتی که ما یک چیزی را برای صحنه نیاز داشتیم مثلاً یک خورجین می خواستیم یا چیزی می خواستیم به مدیر تولید نمی گفت که برود خورجین را از اصفهان بیاورد. می گفت آقا، ما یک خورجین می خواهیم. یک دفعه بیست تا خورجین می آمد از خود اهالی. یعنی اگر می خواستند بروند این خورجین را از اصفهان یا از یک جای دیگر تهیه بکنند، خیلی زحمت داشت. یعنی کار یک روز عقب می افتاد، تا بروند یک خورجین پیدا بکنند ولی وقتی او می گفت، بیست تا خورجین می آمد، نوع های مختلف. بعد تازه او از توی آن ها انتخاب می کرد. یکی که به دردش می خورد را انتخاب می کرد.

می گویم که فقط آقای احمدجو می توانست این کار را بکند. برای همین هم آقای احمدجو کلاً مردم میمه را دوست دارد و دوست دارد هر کاری می کند در آن لوکیشن باشد. در آن فضا باشد.

«پشت کوه های بلند» را هم به همان جا رفتید؟

بله. ما تقریباً هفت ماه باغ بهادران بودیم. هفت ماه بعدش اهالی میمه اعتراض کردند که چطور روزی روزگاری و تفنگ سرپر را تو این جا ساختی. حالا رفتی باغ بهادران؟ احمدجو هم گروه را کوچ کرد و آورد. بقیه اش را در میمه گرفتیم. یعنی ما هفت ماه هم در میمه بودیم.

این آدم واقعاً یک آدم خاصی هست. یعنی اول این­که خیلی شهرش را دوست دارد. میمه را خیلی دوست دارد. مردم زیادآباد، مردم اذان، رضوان، این­ها روستاهایی هستند که اطراف هم هستند. خود میمه. مردم آن جا را خیلی دوست دارد و آن ها هم خیلی برای این آدم احترام قائل هستند. چرا؟ چون می بینند بین آن ها یک آدم فرهنگی هست که هم هنرمند بسیار خوبی هست و هم آدمی هست که دارد برای­شان کار فرهنگی می کند. دارد موقعیت میمه را به مردم ایران نشان می دهد. آداب و رسوم شان، سنت هایشان و فرهنگ شان را منتقل کرده.

کمی درباره خود شخصیت «حسام­ بیگ» صحبت کنیم. داشتم فکر می کردم وقتی حسام­ بیگ و مرادبیگ را کنار هم می گذاریم، تکلیف مراد­بیگ معلوم هست. می آید و بعد متحول خواهد شد و عاقبت بخیر خواهد شد. در واقع می رود و به میرزا کوچک خان می پیوندد اما حسام­ بیگ انگار یک مقداری …

 ـ (با خنده) خرده شیشه دارد.

و آخر هم انگار باید خود بیننده بفهمد که او چی شد؟

حسام ­بیگ شخصیتی هست که به ­هر­حال اصلاح شدنی نیست. یعنی در آخرین سکانسی هم که دارد و بعدی اش دیگر تیر می خورد. این آدم برمی گردد به او می گوید این بیچاره ها می خواهند زندگی بکنند. یک زن و شوهری هستند. عروسی دارند. بیا اموال شان را غارت کنیم و ول شان کنیم بروند. به مراد­بیک می گوید. وقتی او می گوید تو بلد هستی فلان کار را بکنی؟ بلدی جارو بکنی؟ بلدی لباس بشویی؟ نمی دانم بلدی لباس بدوزی؟ بلدی خار بکنی؟ همه این­ها را می گوید. می گوید التماس نکن. این حرف را نزن. بیا اجناس شان را ببریم و رهایشان کنیم بروند. گناه دارند. یعنی تا این­جا هم جلو می آید. بعد آن درگیری به وجود می آید. عین درگیری ای که برای خود مراد­بیگ در قسمت اول و دوم به وجود می آید و تیر می خورد. این آدم با همان پلانی دنبال خواهد شد که با مخور، آن شخصیتی که دنبال مراد­بیگ می رود که او را بکشد. در آن لحظه مراد­بیگ چشم هایش را باز می کند و این می ترسد و نمی کشد.

همان آدم به دنبال این هم می آید که این را هم بکشد. منتها نویسنده این را تعلیق گذاشت که بالاخره سرنوشت این چه خواهد شد. زیبایی کار هم به همین هست. آیا این را هم یک نفر مثل خاله پیدا خواهد شد و می برد آدم اش می کند یا نه. این همان آدم باقی می ماند یا با این تیری که خورده می میرد. یک شخصیتی هست که معلق گذاشته خواهد شد و این را به اختیار تماشاگر می گذارد که هر جور خودش می خواهد از این قضیه برداشت بکند و به نظر من خیلی هم خوب بود.

تکه کلام های حسام­ بیگ از قبل مشخص بود یا مثلاً حین کار و در تعامل به ­دست آمد؟

عرض کنم که تماماً مشخص شده بود. یعنی همه نوشته شده بود، منتها فرض کن آن التماس نکن در کل کار چهار پنج دانه بود. یک جاهای خاصی بود. بعد من خودم به آقای احمدجو پیشنهاد دادم که این چون تکیه کلام این آدم هست، این را در جاهای مختلف استفاده بکنیم. گفت لوث خواهد شد. خراب خواهد شد. نمی خواهیم زیاد باشد. گفتم من استفاده می کنم. اگر یک وقت شما احساس کردی که زیاد هست، همان­جا قطع اش بکنید. گفت باشد. ما دیگر می گفتیم. خودمان هم حواسمان بود که زیاد از حد نشود که تماشاگر از این مسأله بدش بیاید.

یعنی شما بداهه هایی هم در کار داشتید؟

اصلاً؛ یعنی آقای احمدجو اجازه نمی داد که شما یک جمله اضافه بکنید ولی ما از نظر لهجه داشتیم. مثلاً من چهار تا لهجه را قاطی کرده بودم.

همین لهجه اصلاً لهجه کجا هست؟

یکیش میمه اصفهان هست. توی میمه ای ها بودیم. مشخص هست. کازرونی بود. چون من خودم متولد کازرون هستم. شیرازی بود. لری اطراف الزهرا بود. مثلاً کاکا سگ و فلان و اینها مال لری ها هست. یا قاچانک مال میمه هست. قاچانک یعنی پدرسوخته. مرتیکه ی قاچانک یعنی مرتیکه ی پدرسوخته. وقتی می گفتیم قاچانک، ممکن بود تماشاگر اول نفهمد ولی بعد که مرتیکه اش را می گفتیم، مشخص بود که این دارد به این آدم فحش می دهد. مرتیکه ی قاچانک.

یعنی درواقع لهجه از قبل مشخص نبود؟

نه.

خودتان ساختید؟

لهجه مشخص نبود. آقای احمدجو آمد گفت چون این آدم راه زن هست و من نمی خواهم به یک شهر خاصی وصل باشد و بعد مشکل ساز بشود. بیا یک کاری بکن که این معلوم نشود مال کجا هست. ما نشستیم با آقای فیلی فکر کردیم. به این نتیجه رسیدیم که بیاییم این را با لهجه های مختلف قاطی کنیم که هیچ کس نیاید بگوید این شیرازی حرف زد یا این اصفهانی حرف زد یا این میمه ای بود. نه. قاطی هست. یا این لری هست و لرها را زیر سؤال برده که راه زن هستند. نه. اصلاً همچین چیزی نیست.

آمدیم این را قاطی کردیم و خوب هم جواب داد. به­ طوری­ که من فکر می کردم مردم معانی آن را نفهمند. یعنی که خیلی از جملات معلوم نشود چی هست اما آقای فخرالدینی که آمده بود روی این موسیقی کار بگذارد. یک سکانس را برای ایشان گذاشتند که ببیند. ماها داشتیم دوبله می کردیم. یعنی داشتیم روی کار صدا می گذاشتیم. وقتی ایشان دید. من گفتم ببخشید، شما فهمیدید این چی گفت؟ گفت بله جانم. برگشت گفت من فهمیدم این آدم دارد چه می گوید. گفتم این چندتا لهجه قاطی هست. گفت بله. متوجه شدم. ما می خواهیم در موسیقی هم همین کار را بکنیم. یعنی من نمی خواهم برای این یک ملودی خاصی بگذارم. می خواهم یک چیز ایران شمولی باشد. یعنی همه موسیقی ایرانی، آن­هایی که مشخص هست در این کار باشد و این را استفاده کرده بود.

یک جایش هست که آقای فیلی می گوید میت های ما را همه را «تون به تون» کرد؛ یعنی «گور به گور».

یعنی مرده های ما را از گور کشید بیرون و این­ها را گور به گور کرد. ببین، شاید آدم در قسمت اول و دوم معانی خیلی چیزها را نفهمد ولی وقتی در قسمت های بعد تکرار خواهد شد، تماشاگر خود به خود با آن ارتباط برقرار می کند و مفهوم این جملاتی که این ها به کار می برند، مشخص خواهد شد.

شاید اصلاً یکی از دلایل موفقیت فیلم هم همین بود. یعنی جهانی داشت که نمی توانستی بگویی این الان این­جا هست.

بله. واقعاً همین­طور بود. این یک تز بود که آقای احمدجو داد و خیلی خوب بود. به نظر من اگر ما فارسی عادی حرف می زدیم، کیفیت خوبی نداشت. چون این آدم ها به­هر­حال آدم های شهری نبودند که رفتند راه زن شدند. آدم هایی بودند که توی کوه ها زندگی می کردند. توی روستاها بودند. به آن ها فشار مادی آمده. بلند شدند رفتند این کارها را می کنند. فرض کن آدم هایی نبودند که از توی شهر شیراز بلند شوند و بروند راه زنی بکنند یا از توی شهر اصفهان بلند شوند بروند این کار را بکنند. ممکن هست در شهر اصفهان و شیراز هم دزد بوده که حتماً بوده. شب می رفتند خانه مردم را می زدند ولی آن ها خانه های مردم را می زدند. راه زنی بیابانی نبودند.

یکی از مشکلاتی که فیلم سازی تاریخی ما دارد همین هست که شما از یک زمانی قدیم تر می روید، همه ی حرف زدن ها یک­ جور خواهد شد. یک حالت کتابی قدیمی هست؛ یعنی این زحمتی که فیلم ساز باید بکشد، برای این که لهجه ی خاصی درست بکند، کلمات خاصی بگذارد، یک فضایی درست بکند که خاص باشد، این اتفاق نمی افتد. مثلاً یکی از فیلم های تاریخی را داشتیم می گفتیم. می گفتیم این پادشاه همان جوری حرف می زند که مثلاً تلخک دربار هم حرف می زند. ولی در روزی روزگاری واقعاً یک اتمسفری وجود دارد، یک فضایی می سازد که آدم آن را باور می کند. با این که نمی داند کجا هست ولی باور می کند که این آدم واقعاً الان راهزن هست. مثلاً آن شخصیت آدم یا خاله لیلا و همه این ها را آدم باور می کند که این ها شخصیتی هستند با تمام ابعادی که یک شخصیت باید داشته باشد.

این به همان شناخت آقای امرالله احمدجو برمی گردد که نسبت به این قضایا شناخت داشت. یعنی کاملاً به فضای کار آشنا بود. وقتی می گفت باید این بوته ها را بکنی، این ها را برای سوخت زمستان شان می برند. بلد بود چه جور یاد بازیگر بدهد که این را بکند.

خودش می کرد و یاد می داد؟

بله. خودش می کرد. فرد دیگر که بلد نبود. یا بچه های میمه بلد بودند یا ایشان. مثلاً من یادم هست که به آقای شکیبایی یاد می داد که چجوری خار بکند. وسیله ای بود که دو سرش چوب بود و وسط آن زنجیر بود. مثلاً چیزی شبیه لانچیکو. این را به گردن این بوته می انداخت و این دوتا را پایه می کرد و این را از زمین می کشید. سر آن­ را به زمین پایه می کرد و ته آن را می گرفت می کشید و این خار از زمین کنده می شد و بیرون می آمد. خب اگر این یک کارگردان عادی بود و نسبت به این فضایی که دارد کار می کند شناخت نداشت، مطمئناً این طبیعی درنمی آمد. چون می دیدیم که همه ی مردم میمه همین طوری از زمین خار می کندند. یعنی او دقیقاً آن کاری را که آن­ها می کردند به ما یاد می داد که انجام بدهیم.

یک­ بار می گفت من تمام این قصه را زیر این درخت نشستم نوشتم. در میمه یک درختی بود. می گفت من با موتور سیکلتم به این جا می آمدم. توی بیابان بود. خلوت بود. می نشستم. یک ماری هم بود که هر روز می آمد آن بغل می نشست. من کاری به آن نداشتم. او هم با من کاری نداشت. تا این که سر فیلم­برداری آن مار. آن مار آمده بود و بچه های تولید این را کشته بودند.

آقای احمدجو خیلی ناراحت شده بود. گفت این مار چندین ماه می آمد و بغل دست من می نشست. داشت زندگی اش را می کرد. من هم داشتم کارم را می کردم. به من کاری نداشت. شما چرا این را کشتید؟ بچه ها گفتند آقا، ترسیدیم بچه ها را بزند و از این چیزها. یعنی یک آدمی بود که طبیعت را خوب می شناخت.

کمی از سختی ­های کار بگویید. کار در آن شرایط حتماً متفاوت هست از کار در محیط­ های شهری، یا حتی کار در شهرک­ های سینمایی.

توی بیابان های میمه، آن اواخر که دیگر هوا سرد شده بود، اصلاً نمی شد یک لحظه ایستاد. بچه های میمه ای چندتا از این حلبی ها آتش درست می کردند و می آوردند. یک چادری بود که آن جا چایی می خوردند و استراحت می کردند. فقط یک چادر وجود داشت که تدارکات توی آن بود. یعنی آن بچه هایی که غذا می آوردند. چایی می دادند. بقیه که کار نداشتند، از سرما به آن جا می رفتند. سرمای آن وحشتناک بود. چون آن قسمت کویر هم هست. واقعاً سرمای آن وحشتناک بود. گرمای آن هم بی نظیر. ظهر که می شد. مثلاً آن جا تابستان بود و ظهر می شد، کلافه می شدیم ولی بچه ها تحمل می کردند.

حمام هم یک حمام عمومی برای همه بود. یعنی شب که کارمان تمام می شد. از ساعت نه به­بعد تا صبح مال ما بود. چون از صبح مردم استفاده می کردند. شب تا صبح هم یارو کلیدش را بالای در گذاشته بود. ما می رفتیم برمی داشتیم. گروهی به حمام می رفتیم.

آقای احمدجو برای پشت کوه های بلند چند سال بعد به سراغ شما آمد؟

عرض کنم که «روزی روزگاری» سال هفتاد بود. هشت سال بعد «تفنگ سرپر» بود که باز قرار بود من بازی کنم. بنا به دلایلی نشد. من در تفنگ سرپر نقش شعبان را داشتم. دوازده سال بعد که تقریباً بیست سال بعد از روزی روزگاری می شد پشت کوه های بلند بود.

در آقای احمدجو تفاوتی احساس کردید؟ یعنی در این فاصله بیست ساله دوتا کار انجام دادید. به نظرتان آقای احمدجو تغییری کرده بودند؟ خواهد شد در این­ باره نکته ای گفت؟

چون آدم های این­طوری هیچ وقت شخصیت شان را که از دست نمی دهند، تو بگویی مثلاً یک موقعیتی پیش آمد و شخصیتش را از دست داد، نه؛ این آدم همان آدمی هست که من سال شصت و هفت دیدم. آمد پشت صحنه و سلام علیک کردیم. بعد از من درخواست کرد که یک فیلم دارم، بیا بازی کن. یعنی از شصت و هفت تا الان یک چیزی حدود بیست و هشت سال پیش خواهد شد.

هنوز هم چند وقت پیش که من این آدم را در تهران دیدم. این آدم همان آدم هست. فقط پیرتر شده. مثل همه ی ما. یعنی سن و سال که بالا می رود، خب آدم یک کم افتاده تر خواهد شد. حرکات اش کندتر خواهد شد ولی محافظه کار نه. معمولاً آدم هایی که در روستا زندگی می کنند، هیچ وقت محافظه کار نمی شوند. چون هیچ وقت دیوار اطراف این آدم ها نیست. من اعتقادم بر این هست. ماها که توی چهاردیواری هستیم، معمولاً محافظه کار می شویم ولی کسانی که در فضای باز زندگی می کنند، مثل عشایر و مثل روستایی ها، کسانی که روی زمین ها زراعت می کنند، جلوی این ها همیشه باز هست. دیدشان باز هست.

همان طور که کلام شان غرّا هست و با صدای بلند صحبت می کنند. چون می دانند آن یارو در فاصله یک متری ما نیست. مثلاً ۳۰ متر فاصله دارد. مجبور هست بلندتر صحبت بکند. در زندگی هم همین طور هستند. در رفتار و اخلاق و کردارشان هم همین هستند.

در حیطه­ ی فعالیت حرفه ای چطور؟ مثلاً کسی در سال هفتاد یک کاری با ابعاد روزی روزگاری انجام داده. ۲۰ سال بعد بگوید دیگر برای من در این سن و سال یک همچین کاری انجام دادن سخت هست، برویم یک کار جمع ­و ­جورتری انجام بدهیم.

نه. شما ببین، روزی روزگاری ۱۶ قسمت بود ولی پشت کوه های بلند چهل و خرده ای قسمت بود. بیشتر هم طول کشید و فضاهای متفاوتی بود.

بله. تازه ما آن موقعیت هایی که در روزی روزگاری داشتیم، نداشتیم. یعنی از نظر بودجه ای در مضیقه بودیم. از نظر لوکیشن در مضیقه بودیم. لوکیشن باید ساخته می شد. آن فضایی که برای پادشاه بود، تفرج گاهی که در کنار رود زاینده رود در باغ بهادران گرفته بودند؛ خب زدن آن چیزها. باد می آمد و وسائل می افتاد. مشکلات زیاد بود. پشه های بسیار بدی بود. چون آن جا شالیزار برنج کاری بود. وقتی این پشه ها می زد، صورت بچه ها یک هفته زخم می شد.

ما که بازیگر بودیم، نفس می کشیدیم، پشه تو حلق مان می رفت. عذر می خواهم. تا بالا نمی آوردیم راحت نمی شدیم. یعنی کار کردن در آن­جا این قدر وحشتناک بود. خب این ها توی کار یک مقداری تحلیل به وجود می آورد. زمان می برد ولی از کیفیت کار امرالله احمدجو کم نکرد. هرچند که به نظر من صدا و سیما، بعد به این کار خیلی لطمه زد، پشت کوه های بلند قصه اش را از دست داد و باعث شد که مردم آن­ طوری که باید و شاید این کار را نبینند و خوب نگرفت.

اگر درباره آقای احمدجو و روزی روزگاری چیزی مانده، بفرمایید.

من فقط می خواهم همین قدر بگویم که عزیزانی که این مرد بزرگ که واقعاً در جامعه ی هنری ما این جور آدم ها کم هستند را می شناسند و کیفیت کار او را می دانند، این ها باید دست به دست هم بدهند و از این آدم، من نمی گویم تجلیل بکنند، یک کاری بکنند که این آدم بتواند کار بکند. یعنی به نظر من کار نکردن برای یک هنرمند مثل مرگ هست.

جوانی و پیری وجود ندارد. تازه وقتی آدم پیر خواهد شد، می تواند تجربیات گذشته را به کار بگیرد. پس در کار ما پیری وجود ندارد. این هست که من از اهالی هنر، از کسانی که تهیه کننده هستند، سرمایه گذار کار هستند می خواهم که از این آدم استفاده بکنند. از نوشته هایش، از خودش به عنوان یک کارگردانی که آگاهانه کار می کند استفاده بکنند. من هر وقت می روم ایشان را می بینم، در حال مطالعه هست و کتاب ها دورش ریخته و دارد می خواند. برای همین هست که آقای میرباقری به او اعتماد می کند و می گوید سلمان را شما بنویس. چون این آدم قلم بسیار خوبی دارد. شاعر بسیار خوبی هست. من سر «پشت کوه ­های بلند» نمی دانستم ایشان شعر هم می گوید. یک دفعه دیدم پلان تمام شد. تا جابه ­جایی دوربین خب زمان می برد. ایشان شروع می کرد به حرف زدن. یک نفر هم داشت می نوشت. منشی صحنه بود که یک خانم اصفهانی بود. بعد از آن پشت صحنه سؤال کردم که آقای احمدجو چی می گوید؟ تو چی می نویسی؟ گفت من شعر می نویسم. او می گوید و من می نویسم. راجع به همان موقعیت که آن موقع داشت می گذشت شعر می گفت. در لحظه آن اتفاقی که داشت می افتاد، آقای احمدجو به صورت شعر می گفت و او می نوشت. حیف هست.

  • تاریخ : ۱۸ام دی ۱۳۹۶
  • موضوع : خبری

ایمان کُرد گفت: شهروندان و افرادی که کتابخانه شخصی دارند می توانند با اهدای کتاب های خوانده شده، گنجینه کتابخانه های عمومی را غنی سازند.

ایمان کُرد، مدیر امور کتابخانه ها و ترویج فرهنگ کتابخوانی سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران در گفتگو با خبرنگار حوزه ادبیات گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛  اظهار داشت: به مناسبت آغاز هفته اهدای کتاب، برنامه های متنوعی در کتابخانه های شهر تهران برگزار خواهد شد که محور اصلی و مشترک این برنامه ها دعوت از شهروندان برای مشارکت در این طرح فرهنگی هست.
وی عنوان کرد: سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران با دارا بودن ۴۰۰ کتابخانه بیشترین فراوانی کتابخانه را در شهر تهران دارد. به همین دلیل برای اجرای برنامه در مناسبت های مربوط به کتاب و فرهنگ کتابخوانی همواره پیش قدم هست. اکنون که در آستانه آغاز هفته اهدای کتاب قرار داریم دست یاری به سوی مجموعه داران و مسئولانی که کتابخانه شخصی دارند بلند کرده ایم و شهروندانی که بیشترین آمار اهدایی را داشته باشند، در حضور مسئولین تقدیر خواهند شد.
مدیر امور کتابخانه های شهر تهران افزود: با هماهنگی اعضای شورای شهر تهران جلسه ای در آبان ماه گذشته به مناسبت هفته کتابخوانی برگزار شد و در این جلسه آقای عباس صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی قول اهدای چند هزار جلد کتاب تخصصی را به مسئولین سازمان فرهنگی هنری داد. قرار هست این وعده طی مراسمی در ایام فرخنده دهه فجر تحقق یابد.

صفحه 14 از 280
»... قبلی 10111213141516171819 بعدی 203040...«